Saturday, February 13, 2010

سفرنامه خوزستان

بعد از کتاب سفرنامه مازندران نوبت به سفرنامه خوزستان رسید باید بگم که رضا شاه اول خوزستان رو نوشته اما من بر عکس خوندم متاسفانه ! اینجا هم قسمتهای جالب رو ول برای خودم و در مرحله بعدی برا کسانی که علاقه دارند مینویسم ،امیدوارم که مورد توجه ایرانیان عزیز واقع شود
احمد شاه میگفت : هر روزیکه در ايران باشد،یک روز از تماشای مناظر دلگشای نيس و
پاريس عقب خواهد ماند


9- ويلسن آه سابقاً آميسر عالی انگلیس در بين النهرين بوده و منفصل شده مدتی است آه از طرف آمپانی نفت
رياست نف ت ايران را دارا شده و به جای تجارت ، سياست بازی ميكند خزعل را او دل ميدهد و برايش نقشه ميكشد،
اخيراً به لندن رفته آه از مجرای ادارات مربوطه ، تجزيه خوزستان و امار ت شيخ را تأمين آند

حقيقتاً اگر من هم دچار ضعف نفس بودم و از مشكلات آار و سنگينی بار مسؤوليّت بيم و هراسی داشتم ، بايد
همانطورکه پادشاهان عيّاش قاجاريه ، سرمشق داده و مردم نيز عادت کردند در اين اوان زمستان و موقع سخت
از جای خود حرکتی نكنم و استراحت و فراغت حضر را بر زحمت و مشقت سفر ترجیح دهم


امری که بيش از هر چيز در اين موقع باريك عزم مرا در حرکت قو ت ميدهد و قدم به قدم برسرعت من ميافزايد،
همانا عشق سرشار خدمت به مملكت و هموطنان عزيز استکه همه وقت خاطر مرا اسير خود ميدارد


محمدعليميرزا بهترين جانشين شاه سلطان حسين ، در موقع هجوم مجاهدين به تهران برای هلاآت ايشان ، زنا ن حرم
را به خواندن اوراد و اذآار ب هگلوله های خمير و دادن به مرغها و ا ميداشت ، و بهتر از اين ، تاآتيكی در مغز تهی
خود فراهم نميديد ।

راستیکه تاريخ درس عبرت عجيبی است . غالب وقايع آ ن تكرار ميشود. به همين جهت از مطالعه و دقّت وقايع
گذشته ميتوان پاره ای از اتفاقات آينده را پيشگويی کرد

مثل اين است که ايرا ن هر وقت در ساية بيكفايتی سلاطين عيا ش و نالايق خود به حضيض مذلت ميافتد و به سرحد
ناتوانی و لب پرتگاه زوال ميرسد، دست قدرت از آستين غيب ، فرزندی از تواناترين فرزندان او را به عرصة
ظهور ميرساند و وظيفة سنگين نجات مملكت و ملت را بر دوش هوش وکفایت او ميگذارد تا ننگ اين مذلت را از
رخسارة مادر محبوب وطن بزدايد و بار ديگر او را به جامة افتخار و زيور جلال ملّبس و مجلّل سازد

آقای ژنرال قونسول دولت فخيمة انگليس
« اينكه خزعل تلگراف خود را به وسيلة شما برای اين جانب ارسال داشت ه است خالی از غرابت نيست زيرا اتباع
داخلی نبايد، در امورات مربوط به خود، موجبات زحمت نمايندگان محترم خارجه را آه قانوناً ممنوع از مداخلات
هستند، فراهم آورند. دراينصورت بديهی است آه اين قصور مربوط به عدم اطلاع مشاراليه ميباشد و جوابی هم آه
لازم بوده قبلاً به تلگراف مستقيم به مشاراليه داده ام ।

نميدانم چه وقت اين ملت عمقاً عوض خواهد شد! آی ميشود آه افراد اهالی در مقابل تهديدات ، در برابر اتهامات ،
با يك ميزان منطقی ايستاده و سقم را از صحيح تجزيه آنند! چهارسال است جان در آف نهاده شبان ه روزی 15
ساعت آار آرده و تحمّل همه قسم سختی نموده و بالاخره مملكت را به اين حالت امروزی رسانده ام . قشون خارجی
را طرد، دست مداخله آنها را کوتاه و استقلال سياسی مملكت را تثبيت آرده ام . هنوز جمعی پيدا ميشوند آه از يك
خبر واهی به جنبش آمده و تصور ميكنند من ، بعد از اينهمه زحمات و تجارب ، تازه دخال ت اجنبی را در امر مملكت
خود پذيرفته وکار یک قطعه از ايران را با ميانجيگری بيگانگان فيصله خواهم داد

در اين موقع آه قايق متزلزل ، ما را در ميان آب و هوا حرآت ميداد، در آمال خلوص از خداوند
مسألت نمودم آه مرا موفق دارد، مطابق آروزی ديرين خود، بنادر ايران را آزاد و آباد آنم و اين خليج پربرآت را
آه اآنون ديوار زندان ايرا ن محسوب ميشود، مبدل به دروازه ای آنم آه ثروت و علوم و صنايع دنيای متمدن از آن
به داخلة مملكت ورود نمايد

شاهنشاه ايرانمدار نه تنها به خود تكانی نداد، عالماً و عامداً با طرز ريا و سالوس و
خوابهای خرگوشی چنان پشت پايی بر اي ن مملكت زد آه ذرات آ ن را فقط در ديار بدبختی يا سرزمين عدم بايد
جست وجو نمود

من از بدو زمامداری خود از وقتی آه در آارها تسلطی يافته ام ، هميشه ميل داشته ام دول اروپا با ايران مهربان و
متحد باشند. مخصوصاً روس و انگليس آه سابقة آشنايی دارند و در همسايگي ما علاقه مند و صاحب قدرت هستند.
اما قوياً خودداری آرده ام آه ذره ای از نفوذ آنها را در امور حكومتی خود دخالت داده و ايران را در هيچ موردی
بازيچه جريان يكی از سياستهای متخالف آنم . ايران را دارای يك پلتيك مستقل و آزادی آرده و هميشه هم خود را
مصروف نموده ام ، آه در آن طريق سير آن

بار ديگر بر من مسلم شد آ ه ايرانی طبعاً هوشيار و فعا ل
است ، و اگر سرپرست دلسوز و فداآار داشته باشد آه از او نگاهداری نمايد، خدمات سزاوار تمجيد به ظهور خواهد
رسانيد


عجب اين است ، که دربار قجرهم به اینکه رأی که فنای تاج و تخت لرزان اوست ، موافقت دارد، و همين قدر که از
قدرت من کاسته شود، به هرچيز تن در ميدهد. اما چه جای تعجب است ، از روز اول تاج وتخت آنها در مقابل وطن
فروشی عبا سميرزا استقرار يافته است . اين شاهزادة جاه طلب بود آه به وعدة بقای سلطنت در خاندان خود عهدنام ة
ترکمانچای را به يادگار گذاشت

نميدانم اشخاصی که نصف ساعات روز رابه ورزش و اعمال سپاهيگری و حرکت صرف نميكنند و خو ن را با
سرعتی مافوق سرعت الكل در عروق و شرايين خود حرکت نميبخشند، چرا زنده اند و برای چه زنده اند؟

در نظر من خارجی، خارجی است و همسايه ، همسايه . تا مشفق اند
و بيطرف و خيرخواه ، دست دوستی ما به جانب آنها دراز است ، و به محض اينكه در خانة ما سنگ بيندازند و آتش
بريزند، تير تنفر ما ب هسوی آنها گشاده خواهد بود
تصميم گرفتم که متملقين اطرافی خود را
به چشم حقارت نگاه کنم ، و به وسائل مختلفه اصو ل تملق و چاپلوسی را که فر ع عدم علم و صنعت و لياقت ذاتی و
ضعف نفس است ، برکنم . عزم آردم که دربار مملکت را از وجود متملقين ،که خطرناک ت رين و گمراه کننده ترين
عناصراند، پاك سازم

اکثر مردم پيشرفتکار خود را در خوشامدگويی و مداهنه ميدانند من عملاً و حقيقتاًمنافع خويش را
در جسارت و شهامت و صراحت اخلا ق و استقامت فكر تشخيص داده ام . يقين دارم بعدها نيز نتيجة اين استواری
رأی و راستی بيان و انديشه ، نصيب و عايد من خواهد گشت











No comments:

Post a Comment